شاید...!!!!@!!(2)
بازدید : 46

شاید تو ...!سکوت میان کلامم باشی
دیده نمیشوی!اما من تو را احساس میکنم
شاید تو ...!هیاهوی قلبم باشی
شنیده نشوی !اما من تو را نفس میکشم

شاید تو ...!سکوت میان کلامم باشی
دیده نمیشوی!اما من تو را احساس میکنم
شاید تو ...!هیاهوی قلبم باشی
شنیده نشوی !اما من تو را نفس میکشم

شدم بازیچه ی دست بعضی از این ادما
که عاشقیشون مرتبته با تغییـــــــــر دما
هر نفر مخالفش رو میبینه عاشق میشه
نمیدونم مشکل چیــــــــــــــه میون ادما
میدونی حقیقت توی این دنیا همینـــــــه
مواظب قلبـــــــت باش دشمن در کمینه
هر عشق دروغی رو باور نداشته باش
به خدا دشمن اصلی احساست همینه
اومدم خداحافظی دیگه دارم میرم سفر
دوست نداشتم بمونی از حال و روزم بی خبر
اومدم بهت بگم که چشم به راه من نمون
دیگه آخرین دفعه ست پا میزارم تو خونه تون
واسه من گریه نکن سیاه نپوش پشت سرم
شاید اینجوری بتونم تو رو از یاد ببرم
واسه بدرقه م نیا چیزی نگو حرفی نزن
میدونم سخته برات دیدن من توی کفن
اینجوری نگام نکن ازت خجالت میکشم
دوست نداشتم که یه خط روی رفاقت بکشم
بگو بخشیدی منو که باید از پیشت برم
چه ببخشی چه نبخشی آخرش مسافرم
من دارم میرم از اینجا نگران من نباش
آخ نفسم بند اومده خونه سنگینه هواش
اینو یادت بمونه رفتنی ها باید برن
حالا نوبت منه فرشته ها منتظرن...

لبم خندون اما باز...
لبم خندون اما باز تو قلبم کلی غم دارم
درسته مهره اما باز بدون مهرت رو کم دارم
دل باز بی قرار امشب چشو به جاده می دوزه
تا پاییز شد سفر کردی الا چند سال و هفت روزه
من از مهرم تو بی مهری
این روزا هم میرن آره
اگه که بشکنه بغضم عجب بارونی میباره
شاید پاییز رو رد کردم با این شمعی که میسوزه
دارم دق میکنم
سخته
تازه این هفتمین روزه
اگه امشب بیاد بارون
تو رو حس میکنم پیشم
دعا کردم بباره چون امشب میخوام بهاری شم
شاید این حس پاییزه که من برگامو میریزم
ولی بی تو چقدر سخته عبور از فصل پاییزم
بور از فصل پاییزم




هميشه کسي رو انتخاب کن
که اونقدر قلبش بزرگ باشه
که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري
خودت رو کوچک کني
به چشمانت بياموز ؛
که هرکس ارزش ديدن نداردبه دستانت بياموز ،
که هرگل ارزش چيدن ندارد
به قلبت بياموز که هر کس
کنج آن جايي ندارد!!!
اره دادا اینه !!!
رسید : به خاطر کی زنده هستی؟
با اینکه دوست داشتم
با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو...
گفتم به خاطر هیچ کس پرسید :
پس به خاطر چی زنده هستی؟
با اینکه دلم می خواست
داد بزنم به خاطر دل تو...
گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم :
تو بخاطر چی زنده هستی؟
در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:
بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست
صبر کن سهراب
صبر کن سهراب!
گفته بودی: قایقی خواهم ساخت...
دور خواهم شد از این خاک غریب...
قایقت جا دارد ؟؟؟
من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...
خدا جون ميشه
خدا جون ميشه امشب تو منو تو بغل بگيري؟
جز شــاهــنامه كه آخرش خوشه ...
همه چی هــمیشه ؛
فقط اولــش خوشه ... !

سلام
سلامی از قلب شکسته
از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال
که دراسمان عشق به پروازدرامده است
سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص
چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری
سلامی همچو بوی خوش اشنایی
سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل