دلایل سردی رابطه بین زن و شوهر بعد از ازدواج
بازدید : 30

یکی از مشکلاتی که در زندگی مشترک زن و شوهرهای
جوان امروزی بسیار دیده میشود، این است که پس از مدتی که از ازدواجشان
میگذرد، آن عشق و علاقه آتشین، آن مهرورزیهای دلبرانه، آن روابط رمانتیک خلاقانه، آن هیجانات جذبکننده و در کل آن رابطه صمیمانهای که ابتدای زندگی، در قلبشان نهادینه و جاگیر شده بود بتدریج کمرنگ میشود و نکته قابل توجه آنکه اغلب همسران هم نمیدانند علت این سردی رابطه چیست و چه شد که آن تعلقات خاطری که در زمان آشنایی، نامزدی، عقد و حتی تا مدتی پس از ازدواج در زندگی مشترکشان جاری و ساری بود، محو و نابود شد؟
شریعتپناهی، کارشناس ارشد روانشناسی و عضو انجمن روانشناسان در این خصوص میگوید: اینکه چه عللی میتواند موجب سردی روابط همسران شود
بسیار متفاوت است، ولی مهمترینش این است که در فرهنگ ما با تولد فرزندان،
زن و شوهری جای خود را به پدر و مادری کردن میدهد. بسیاری از زن و شوهرها
با آمدن بچه، جایگاه خود را عوض میکنند و سعی میکنند پدر و مادر خوبی
باشند تا همسری خوب! بنابراین تمام مهرورزیها و محبتهایی که تا قبل از
تولد کودک نثار همسر میشد ناگهان تغییر جهت داده و معطوف به فرزند یا
فرزندان میشود.
این
در حالی است که زن و شوهرهای امروزی با نتایج تربیتی فرزندان خود نشان
دادهاند آنان نسبت به والدین خود ضعیفترعمل کرده و نهتنها همسر خوبی
نیستند، بلکه فرزندان آنان نسبت به کودکان نسل پیشین بیادبتر، شکنندهتر،
حرف ناشنواتر، وابستهتر و ناسازگارتر شدهاند و با این همه توجه که
والدین جدید نسبت به فرزندان دارند، بازهم بدهکار میشوند.
به آنها پدر و مادر خوب نمیگویند !
شریعتپناهی
بیان میکند: پدر و مادرهای امروزی به اشتباه تصور میکنند اگر از زندگی و
روابط همسری خود بزنند و تمام توجه را معطوف فرزندان کنند و حتی کوچکترین
مسائل فرزند را مدنظر قرار دهند و نسبت به آن حساس باشند، به آنها
میگویند پدر و مادر خوب! ولی آنان کلید تربیت را گم کردهاند و این مسیر
تربیت، پایانی جز والدین بدهکار و فرزندان طلبکار ندارد و اگر والدین قسمتی
از این تلاش و توجه را صرف خود نکنند، دیگر سهمی از انرژی برای انجام
وظایف زناشویی به آنان تعلق نمیگیرد و همه انرژی روی فرزندان متمرکز
میشود.
او
ادامه میدهد: تمرکز روی کودک باعث بالا رفتن سطح توقع فرزند شده و وقتی
کودک بفهمد در مرکز توجه قرار دارد، خودخواه بار میآید و این امر، فرصت
پویایی شخصیت را از فرزند میگیرد و این موضوع در خانوادههای تکفرزند
بیشتر دیده میشود.
این
روانشناس میافزاید: اگر در برهه خاصی روی شخصیت کودک کار نشود به شخصیتی
ایستا و منفعل تبدیل میشود؛ شخصیتی که تحمل آن برای خود فرزند و حتی
والدین قابل قبول نیست!
شریعتپناهی تصریح میکند: زن و شوهری
که فرزند را حلقه اتصال خود بدانند و یکدیگر را به خاطر فرزند تحمل کنند
یا حتی به زبان بیاورند که فقط به خاطر بچه با تو ماندهام درروزگار ما
بسیار زیادند. این نوع زن و شوهرها بیشتر از آنکه در پی خوشبختی خود
باشند، به دنبال بدبختیهای خود میگردند و از اینکه برای خود نمیتوانند
کاری کنند، خوشبختی گمشده خود را در فرزندان جستجو کرده و بیش از حد روی
درس خواندن و موفقیت تحصیلی و شغلی فرزندان تاکید میکنند که این هم برای
زن و شوهر و هم فرزندان اضطرابزاست.
زن و شوهر خوب بودن، عامل پایداری خانواده
شریعتپناهی
در پاسخ به این پرسش که با تمام این تفاسیر زن و شوهر خوب بودن بهتر است
یا پدر و مادر خوب، میگوید: اگر هر دوی این وظایف با هم اعمال شود بسیار
ایدهآل است، ولی اغلب، یکی از این وظایف نادیده گرفته میشود.
او
تصریح میکند: زن و شوهر خوب و صمیمی بودن ملاک اولیه برای داشتن آرامش و
تربیت خوب فرزندان و محور اصلی زندگی خانوادگی است و نباید از یاد برد که
تامین نیازهای عاطفی و جنسی و دستیابی به آرامش ازجمله مواردی است که موجب
میشود فرد با تلاش و همت بسیار، دوره تجرد را رها و وارد دوران تاهل شود
تا بتواند این قبیل نیازهایش را به حداقل برساند و تامین کند. پس اگر زن و
شوهر نتوانند در زندگی مشترک به نیازهای شخصیشان دست یابند حتی با خوشبختی
فرزندان هم اقناع نخواهند شد و همواره ناخشنودند.
این
روانشناس با تاکید بر اینکه زندگی یک موهبت تکرارنشدنی است، میگوید: هر
انسان فقط یکبار فرصت زندگی کردن دارد. اگر پدر و مادر در کنار توجه به
آرزوی فرزندان، در برآوردن آرزوها و اقناع نیازهای زن و شوهری خود بکوشند، این منفعت را دارد که هم والدین از زندگی صمیمانه و عاشقانه خود لذت بیشتری میبرند و هم فرزندان در سایه صلح و سازش پدر و مادر به
آرامش میرسند و این از ارکان یک زندگی سالم و پویاست. در این نوع زندگی،
شرایط به گونهای است که فرزندان از روابط محبتآمیز و صمیمانه والدین
الگوبرداری کرده و همین ارتباط سالم را با همسر آینده خود برقرار میکنند.
پس
اندکی از پدر و مادر خوب بودن فارغ شوید و به زن و شوهر خوب بودن بیندیشید
و به دنبال آن باشید که چگونه و از چه راههایی میتوانید یکدیگر را به
کام رسانده و خوشبختی را برای خود نهادینه کنید و در استحکام آن بکوشید و
در صورت پیشی گرفتن از جایگاه زن و شوهری یا جابهجا شدن این نقش، آن را به
جای واقعی و اصلی خود برگردانید و بدانید زن و شوهر خوب به احتمال زیاد پدر و مادر خوبی خواهند بود، ولی هر پدر و مادر خوبی لزوما زن و شوهر خوبی نیستند!
منبع:سلامت نیوز















